چگونه در جوانی به ثروت و خوشبختی برسیم
خطاهای مدیریتی و از دست دادن مشتری
سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:10 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )

منبع: TCB Review
اشتباه کردن اجتناب‌ناپذیر است. اهمیتی ندارد که قبل از آن در مورد موضوع چقدر بحث و مناظره داشته‌اید، چه میزان شبیه‌سازی کامپیوتری انجام داده‌اید و چقدر ریسک‌های احتمالی را مرور کرده‌اید. 

باید بدانید پیش‌بینی‌ها گاهی غلط از آب درمی‌آیند، خطوط تولید جدید شکست می‌خورند، ابتکارات در رابطه با جذب مشتری با مقاومت آنها روبه‌رو می‌شوند و افزایش قیمت‌ها نتیجه معکوس می‌دهد. 


در هر یک از این موارد اتفاق جدیدی رخ نداده است، مگر این که یک قدرت عظیم تحولی، این معادله را تغییر داده باشد. در دوره‌ای سخت و بی‌رحم که قدرت بی چون و چرای رسانه‌های اجتماعی و چرخه اخبار 24 ساعته افزایش یافته، تاوان اشتباهات بزرگ که مشتری را ناراحت می‌کند نیز چند برابر شده است. یک اقدام اشتباه که در گذشته به غرولندهای کوچکی از طرف مشتری منجر می‌شد و در نهایت با بی‌میلی آن را می‌پذیرفت، اکنون به شکایت‌های جمعی منجر می‌شود، مثل ویروسی اعتراضی در رسانه‌های اجتماعی سرایت می‌کند، تیتر صفحه اول مطبوعات می‌شود و بدتر از همه به نمونه‌ای تبدیل می‌شود که برای درس عبرت دیگران همیشه آن را مثال می‌زنند. 


شرکت‌های نتفلیکس، وریزون و بانک آمریکا جزو این نمونه‌ها هستند. این شرکت‌ها سال گذشته بعد از تغییرات سیاستی نامناسبی که ایجاد کردند، با خشم غیرمنتظره‌ای از سوی مشتریان خود روبه‌رو شدند. نهایتا هر سه شرکت، سریعا تسلیم شدند و مسیر خود را به گونه‌ای تغییر دادند که ناظران می‌گویند این کارشان باعث شد مشتریان برای پیکارهای بعدی قدرت و جسارت پیدا کنند. 

پی بردن به اینکه برای این سه شرکت در سال 2011 چه اتفاقی افتاده و شرکت شما چگونه می‌تواند از به وجود آمدن چنین حس حقارت مشابهی جلوگیری کند، بسیار مهم است. به طور کلی، طبق گزارشی که از این شرکت‌ها منتشر شده، این سه شرکت از نگاه مشتری، جزو 10 شرکت منفور آمریکایی هستند. 

بدتر اینکه منحل شدن روابط عمومی شرکت‌ها در سال گذشته، یکی از بدترین تصمیم‌هایی بود که ناشی از عدم همدلی با مشتری بود و بیشتر شرکت‌ها این شکست را تجربه کردند. در حقیقت، کارشناسان معتقدند شرکت‌ها به میزان کافی با مشتریان خود همدل نیستند. 


کن فاوارو، یکی از شرکای اصلی شرکت Booz & Co در نیویورک، می‌گوید: «مدیران اجرایی سه شرکت نام برده به مشتریان خود فکر نمی‌کردند. این به این معنی نیست که آنها باهوش نیستند، بلکه یعنی وقتی این تصمیم‌ها را اتخاذ می‌کردند، چیزهای دیگری در فکر آنها بوده که آن را اولویت خود قرار داده بودند.» 


بهترین مثال اقدام بانک آمریکا است. وقتی این بانک اعلام کرد مشتریانی که از کارت‌های اعتباری این بانک استفاده می‌کنند و به بانک بدهکار می‌شوند باید ماهانه 5 دلار بپردازند، با نارضایتی گسترده‌ای از سوی مشتریان روبه‌رو شد. به گفته فاوارو، بانک آمریکا برای حیات خود می‌جنگید و نیاز داشت جایگاه سرمایه‌ای خود را هر چه زودتر بسازد. اما چون نمی‌توانست سرمایه خود را زیاد کند، مجبور شد به تولید سرمایه بپردازد. معنی کار آنها این است که به فکر مشتری نبوده‌اند، بلکه فقط به بقای خود فکر می‌کردند. 
در نتیجه، پس از مواجه شدن با موجی از خشم مشتریان، یک ماه بعد طرح 5 دلاری را لغو کردند. 

مشتری‌های برنده و شرکت‌های بازنده


شرکت نتفلیکس نیز تجربه‌ای مشابه بانک آمریکا داشته که پیامد آن، کاهش قیمت سهام، از دست دادن مشتری و تیترهای منفی روزنامه‌ها علیه این شرکت بوده است. نتفلیکس ظرف چند ماه تعداد زیادی از مشتریان خود را به دلیل ایجاد تحولی اساسی در مدل قیمت‌گذاری که هزینه مشترکان شرکت را نزدیک به دو برابر کرده بود از دست داد، در حالی که این مشترکان همان خدمات را دریافت می‌کردند. در این میان، هیچ کس به اقدام استراتژیک این شرکت که آینده‌ای اجتناب‌ناپذیر را در کسب‌و‌کار خود پیش‌بینی کرده بود و به جای تمرکز بر تولید و پخش DVD بر پخش آنلاین فیلم متمرکز شد، توجهی نکرد. شکست نتفلیکس ناشی از اجرای نادرست این طرح و نحوه غلط ارتباط با مشتری بود. 


به گفته فاوارو، از این شکست‌ها می‌توان سه درس گرفت.


«اول اینکه گاهی اوقات سخت‌ترین بخش استراتژی شما زمان‌بندی است. درس دوم این است که پیش‌بینی واکنش مشتری از قبل کار بسیار سختی است و بنابراین باید خیلی زرنگ و آماده باشید که به محض مرتکب شدن اشتباهی، موضع خود را 180 درجه تغییر دهید. درس سوم این است که کاری که مشتری در عمل انجام می‌دهد، می‌تواند با آنچه قبلا ادعا کرده، کاملا متفاوت باشد. به همین دلیل است که پیش‌بینی واکنش مشتری کار بسیار سختی است.» ژان پیکولت، مشاور امور مشتری، می‌گوید: «بسیاری از شرکت‌ها و مدیران اجرایی آنها حساسیت خود را نسبت به صدا و خواسته‌های مشتری از دست داده‌اند. 


شرکت‌های زیادی در طول سال‌ها با این موضوع درگیر بوده‌اند. اما فرقی که وجود دارد این است که این موضوع این روزها بیشتر به عنوان یک چالش مطرح می‌شود، چرا که موازنه قدرت بین شرکت‌ها و مشتریان به دلیل قدرت اینترنت و رسانه‌های اجتماعی تغییر اساسی کرده است.» در نتیجه، شرکت‌ها باید دریابند که محیط کسب‌و‌کار تغییر کرده است و شکایت مشتری امری جدی است. 


چارلین لی، نویسنده کتاب «خیز دریا: پیروزی در دنیای دگرگون شده با تکنولوژی‌های اجتماعی» معتقد است شرکت‌ها و مدیران آنها این روزها باید توجه کنند که هر یک از سیاست‌ها، محصولات و اقداماتشان مورد بازبینی قرار می‌گیرد. نمی‌توان گفت هر اشتباهی که شرکت‌ها مرتکب می‌شوند همان نتیجه‌ای را دارد که سه شرکت مطرح شده با آن روبه‌رو شدند. بلکه یعنی شرکت‌ها باید توجه کنند که تصمیماتشان از سوی مردم موشکافی می‌شود. 


مردم هم با کمک رسانه‌های اجتماعی کمتر از گذشته برای ابراز شکایت‌ها و تهدید علیه شرکت‌ها به تحریک‌های بزرگ نیاز دارند. در 29 دسامبر گذشته، که تعطیلات کریسمس آغاز شده بود و کسی سر کار نبود و پیش‌بینی می‌شد خیلی از مردم از اینترنت استفاده نکنند، شرکت وریزون وایرلس، کاملا بی سر و صدا طرحی را اعلام کرد که طبق آن مشتریان برای استفاده از سیستم خودپرداز شرکت هنگام پرداخت صورتحساب‌های خود به صورت تلفنی یا آنلاین باید 2 دلار می‌پرداختند.


اما مردم سریع از این موضوع مطلع شدند و امتناع آنها از پرداخت‌ها به قدری گسترده شد که توجه کمیسیون شبکه ارتباطات فدرال به این موضوع جلب شد. در روز 30 دسامبر، یک روز بعد از اعلام طرح، وریزون از تصمیم خود منصرف شد و طرح را لغو کرد. 
با توجه به پیروزی متحیرکننده مشتریان بر شرکت‌های نتفلیکس، وریزون و بانک آمریکا، قدرت آنها از همیشه بیشتر شده است. بنابراین، به گفته چارلین لی، «اگر مدیر عامل شرکتی هستید یا هر یک از سمت‌های مدیریتی دیگر را بر عهده دارید، اکنون باید به این فکر کنید که تصمیمات شما ممکن است چه کسی را ناراحت کند، چگونه باید آن را حل و فصل کنید و با هر شکایتی چگونه مقابله کنید.»
به طور کلی، کارشناسان معتقدند: تنها عده بسیار محدودی از مدیران ارشد شرکت‌ها مشکلات و ریسک‌ها را به طور واقعی درک می‌کنند و بیشتر آنها حتی به آن فکر نکرده‌اند.



همه چیز به روابط مربوط است

فرانسیس فری، استاد دانشکده کسب‌و‌کار دانشگاه هاروارد می‌گوید «اگرچه نتفلیکس، وریزون و بانک آمریکا در سه صنعت مختلف فعالیت می‌کنند، اما درس مشترکی به ما می‌دهند. اگر شرکتی قصد دارد برای ارائه خدمات خود مبلغی دریافت کند، باید مشتری را راهنمایی کند و در این راه کلمات ساده، شفاف و منصفانه به کار ببرد. در مثال‌هایی که ذکر شد، هر یک از این شرکت‌ها این اصول را زیر پا گذاشتند.» 


مخرج مشترک همه این نقض اصولی که صورت گرفته، این است که مسوولیت مدیریت درآمد و هزینه شرکت‌ها بیش از پیش دو شاخه شده است. هر چقدر این نقش‌های عملیاتی بیشتر از هم جدا می‌شوند، ریسک و احتمال تصمیم‌گیری‌های اشتباه بیشتر می‌شود. 
مثلا شرکت نتفلیکس در تلاش بود هزینه‌هایی را که برای ایجاد تحول در خدماتش متحمل می‌شد، جبران کند، اما کاری که انجام داد اشتباه بود. در واقع این شرکت تصمیم درستی گرفته بود، اما نحوه اجرای آن مخرب بود. شرکت‌هایی که مثال زده شدند در حقیقت تصمیم خود را به مشتری تحمیل کرده‌اند. این کار هیچ گاه به عکس‌العمل مثبت افراد منجر نمی‌شود. 


باید گفت شرکت‌ها به‌رغم وجود کانال‌های جدید ارتباطی، همچنان تصمیم‌های خود را به مشتری تحمیل می‌کنند. اگرچه شرکت‌ها این روزها از طریق رسانه‌های اجتماعی به موقعیت بی سابقه‌ای برای شناخت مشتریان و ارتباط داشتن با آنها دسترسی دارند، اما از این فرصت به خوبی استفاده نمی‌کنند. 
گنج پنهان
عنصر کلیدی دیگر در این معادله تحقیق بازار است. برخی مدیران به اشتباه معتقدند، می‌توانند تمایلات مشتری را فقط از طریق نظرات آنها در شبکه‌های اجتماعی در مورد برند شرکت، به دست آورند و در نتیجه روش تحقیق بازار را نادیده می‌گیرند. 
لری چیاگوریس، استاد بازاریابی دانشکده کسب‌و‌کار لوبین، می‌گوید: «در قدیم برای تصمیم‌گیری، تحقیقات کیفی و کمی انجام می‌دادیم. اما این روزها تصمیم گیری‌ها به قدری سریع‌‌ انجام می‌شوند که در بسیاری از شرکت‌ها، مدیریت به این نتیجه می‌رسد که برای اجرای روش‌های کلاسیک تحقیق در مورد مشتری زمان کافی ندارد.»


بنابراین، عدم انجام تحقیقات کافی، نقش برجسته‌ای در شکست سه شرکت مطرح شده داشته است. این شرکت‌ها باید از مشتریان خود سوالاتی می‌پرسیدند. 
اگر هم پرسیده باشند، به درستی این کار را انجام نداده‌اند. به طور مثال، تحقیقات شرکت نتفلیکس، چون خیلی سریع رشد کرده بود و عملکرد خوبی داشت، تنها مشتمل بر داده‌های رشد مشترکان شرکت بوده و فرضیات و تصمیم‌گیری‌ها را بر اساس آن انجام داده است، در صورتی که باید به اطلاعات و دانش واقعی از مشتریان شرکت تکیه می‌کرد. بنابراین، بهتر است شرکت‌ها وقت و منابع خود را به نحو درستی صرف انجام تحقیقات بازار کنند. در این صورت مدیران می‌توانند به انتظاراتی که از نتایج کارشان دارند، اعتماد بیشتری داشته باشند. 


درس عبرت

تاثیر نهایی ضربه‌ای که به نتفلیکس، وریزون و بانک آمریکا وارد آمد، چه خواهد بود؟

فرانسیس فری می‌گوید: «من به رقابت اعتقاد زیادی دارم، چون به ایجاد شایسته سالاری کمک می‌کند. بنابراین، وقتی شرکت‌هایی مانند بانک آمریکا یا وریزون درس عبرت می‌گیرند، اتفاق خوبی است. این شرکت‌ها تاوان داده‌اند و این یعنی بازارها خوب عمل می‌کنند.» درس گرفتن از تجربیات این سه شرکت، فرصت خوبی است، زیرا آنها نمونه‌های قدرتمندی هستند از اینکه در رابطه با مشتری چه کاری را نباید انجام داد.» 

موضوعات مرتبط: مدیر موفق


یادگیری مهارت فروش برای ثروتمند شدن
سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:3 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )

بازاریابی
زبان بدن فروشنده

يك بازارياب و فروشنده حرفه‌اي، بايد در درك زبان بدن (Body Language) و رفتار مشتري تبحر داشته باشد؛ چرا كه تاثير مهارت‌هاي غيركلامي (زبان بدن) پنج برابر بيشتر از مهارت‌هاي كلامي است.


فروشندگان بدون آگاهي از مهارت‌هاي غيركلامي نمي‌توانند يك ارتباط اثربخش با مشتريان برقرار كنند؛ ولي متاسفانه اكثر فروشندگان با مهارت‌هاي غيركلامي آشنا نيستند يا آن را جدي نمي‌گيرند.
آگاهي از مهارت‌هاي غيركلامي، نقش مهم و موثري در برقراري يك ارتباط اثربخش دارد.
فروشنده‌اي كه در هنر تشخيص زبان بدن مهارت پيدا كند، بدون شك جزو فروشندگان سطح يك قرار مي‌گيرد. بنابراین با يادگيري مهارت‌هاي غيركلامي، با مشتريان خود بسيار موثرتر ارتباط برقرار خواهيد كرد.
بازارياب‌ها و فروشنده‌ها بايد بتوانند قضاوت صحيح و درستي از زبان غيركلامي مشتريان خود داشته باشند. پس از يادگيري مهارت‌هاي غيركلامي، متوجه خواهيد شد كه تنها بر صحبت‌هاي مشتري نبايد تكيه كرد و براساس آن نتيجه گرفت. مشتري نيز همين‌گونه است و صحبت‌هاي فروشنده را با حركات بدن او مطابقت مي‌دهد.


تشخيص درست زبان بدن مشتري 
يكي از اشتباه‌هايي كه ممكن است در تفسير زبان بدن انجام دهيد، اين است كه يك حركت يا اشاره غيركلامي را بخواهيد تعميم دهيد و فقط همان ملاك ارزيابي شما از مشتري قرار گيرد.
همان گونه كه زبان نوشتاري و ادبيات داراي واژه، جمله و قانون نقطه گذاري است، زبان بدن نيز از اين قانون مستثني نيست و قوانين خاص خود را دارد.
به طور كلي هر حالت از زبان بدن مي‌تواند داراي چندين معنا و مفهوم باشد؛ مانند يك واژه که وقتي درون جمله و در كنار ساير واژه‌ها قرار مي‌گيرد، مي‌توان معناي آن را درك كرد. در واقع يك جمله كامل، داراي معاني و احساسات است و از آن مي‌توان منظور طرف مقابل را فهميد؛ ولي اگر فقط يك واژه يا يك كلمه به كار رود، نمي‌توان منظور را فهميد.


براي اينكه بتوانيم زبان بدن را بهتر تفسير كنيم، بايد تعدادي حركات طرف مقابل را كنار هم قرار دهيم. فروشندگان سطح يك كساني هستند كه مي‌توانند جملات زبان بدن مشتري را بفهمند و دقيقا آنها را مقابل جملات كلامي مشتري قرار دهند. بنابراين، فروشندگان بايد به همه حالات دقيقا نگاه كنند، تا برداشتي درست و واقعي از زبان بدن مشتري داشته باشند.


به طور مثال، زماني كه مشتري خسته يا تحت فشار باشد، يا احساس خوشايندي به حرف‌هاي شما نداشته باشد، ممكن است دائم به پيچاندن موهايش مشغول باشد. مشتري در اين حالت احتمالا از شما مطمئن نيست يا نگران است. در اين حالت وظيفه فروشنده برطرف كردن شك و دودلي مشتري است.
هنگامي كه در حال توضيح دادن ويژگي‌ها و مزاياي كالا براي مشتري هستيد، از دستان باز براي اين كار استفاده كنيد. مشاهده مي‌شود برخي فروشندگان ناآگاه به زبان بدن، به ويژه در فروشگاه‌هاي لوازم خانگي و فروشگاه‌هاي بزرگ، وقتي مي‌خواهند محصولي را به مشتري معرفي كنند، از دور و با انگشت اشاره مبادرت به انجام اين كار مي‌كنند. توصيه مي‌شود به هيچ عنوان از اين روش حتي زماني كه ممكن است سر شما شلوغ باشد استفاده نكنيد؛ زيرا اين فرم معرفي محصول، مي‌تواند باعث ايجاد احساس منفي در مشتري شود.


زماني كه براي مشتري در حال صحبت كردن هستيد، بكوشيد با دستان باز اين كار را انجام دهيد. زبان بدن فروشنده، قدرت بسياري دارد و مي‌تواند مشتري را متقاعد کند، يا او را از خريد منصرف سازد.
اثر منفي در ذهن مشتري ايجاد مي‌شود


شمار اندكي از فروشنده‌ها مي‌دانند كه دست‌هايشان چگونه رفتار مي‌كند و داراي اثرگذاري در فروش است و بيشتر آنها حتي نمي‌دانند با مشتري چگونه بايد دست داد. دست دادن فروشنده، بايد نوعي اداي احترام و ابلاغ دوستي و صميميت را به مشتري نشان دهد.


اگر فروشندگان دست به سينه در مقابل مشتري به حرف‌هاي او گوش كنند يا به اين طريق با او صحبت كنند، يك حالت مقاومت، از فروشنده در ذهن مشتري القا مي‌شود. فروشنده‌ها هنگام صحبت كردن با مشتري بهتر است دست‌هاي خود را آزاد و رها بگذارند، و در حين صحبت كردن، از نشان دادن كف دست خود به طرف مشتري غافل نشوند. وقتي افراد مي‌خواهند صداقت و راستگويي خود را به طرف مقابل نشان دهند، مي‌توانند با يك يا دو دست خود به طوري كه كف دست‌ها رو به بالا باشد، اين كار را در حين صحبت كردن انجام دهند.


در حين صحبت با مشتري، هيچ گاه دستان خود را پشت سرتان پنهان نكنيد. اين حركت شما ممكن است در ذهن مشتري نوعي پنهان كاري و دروغگويي القا كند؛ درست مانند وقتي كه بچه‌ها دروغ مي‌گويند يا چيزي را پنهان مي‌كنند، كه اغلب اوقات، دستان خود را پشت سرشان پنهان مي‌كنند.


قدرت لبخند در فروش


يكي از مهارت‌هاي غيركلامي (زبان بدن) كه در فروش تاثيرگذار است، و مي‌تواند شفافيت و صداقت با مشتري را به همراه داشته باشد، لبخند طبيعي و صادقانه است. زماني كه ما داراي لبخند طبيعي باشيم، چروك‌هايي دور چشم ايجاد مي‌شود؛ اما زماني كه لبخند ويزيتور از سر فريب‌كاري باشد، فقط دهان او لبخند مي‌زند.
لبخند دروغين فقط دهان را پايين مي‌كشد؛ در حالي كه لبخند واقعي، هم چشم‌ها و هم دهان را پايين مي‌كشد. در واقع لبخند صادقانه، از طريق ضميرناخودآگاه يعني به صورت خودكار توليد مي‌شود.
منبع: کتاب روانشناسی ارتباط با مشتری، نوشته ابوالفضل صادقی 

موضوعات مرتبط: بیندیشید و ثروتمند شوید


هزینه های تولیـــــــــــــــد را درست محاسبه کنید . تا موفق شوید
جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 13:2 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )

با توجه به اینکه دوستان زیادی در مورد تولید و هزینه های اون سوال داشتند، تصمیم گرفتم این مقاله رو بنویسم تا شما رو با هزینه های واقعی تولید آشنا کنم.

با توجه به اینکه دوستان زیادی در مورد تولید و هزینه های اون سوال داشتند، تصمیم گرفتم این مقاله رو بنویسم تا شما رو با هزینه های واقعی تولید آشنا کنم.

اکثر ما وقتی می خواهیم یک کالا رو تولید کنیم، فقط هزینه قطعات به کار رفته در محصول رو حساب می کنیم.

مثلا برای تولید یک عروسک، فقط هزینه مواد اولیه به کار رفته یا حداکثر هزینه قالب پلاستیک رو محاسبه می کنیم. اما من به شما ثابت می کنم که هزینه تمام شده این کار بیش از ۵ برابر تخمین شماست و به نظر من عامل عمده ورشکستگی شرکت های تولیدی همین عدم تخمین هزینه تمام شده هست.

فرض کنیم که شما یک ایده ناب برای تولید محصولی مثل یک اسباب بازی مثل تفنگ آب پاش دارید. (این دیگه یکی از ساده ترین محصولاتی هست که می شه تولید کرد)



ادامه  بحث را در ادامه مطالعه کنید 




9 توصیه از 9 میلیاردر بزرگ جهان ( اگر می خواهید ثروتمند شوید این توصیه ها را بکار ببرید )
جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:45 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )


1-هرروز ,روزتان را قبل از طلوع آفتاب آغاز کنید

 

نام میلیونر: پیتر شانکمن

نام شرکت: کارخانه گیک, مشاور روابط عمومی وبازاریابی  شرکتهایی همچون آمریکن اکسپرس, دیزنی, ناسا واسپیرینت

مکان: نیویورک

فروش: چندین میلیون دلار درسال2010

پیتر میگوید من هرروز ساعت 4:15 دقیقه صبح بیدار میشوم,این واقعا جالبه که شما می توانید هرچیزی بدست بیاورید وقتی صبح زود بیدار میشوید. این ساعات برای پیتر بسیار حساس است زیرا او دراین زمان به تماسهایش میرسد. ما همه افرادی را درشبکه خودمان داریم بزرگترین چیز در ارتباط باآنها سلام واحوال پرسی است اما فراتر از این یعنی وقتی که چیزی نیاز داریم این راه و زمان خوبی برای گسترش شبکه نیست.



2-مطالعه روزانه


نام میلیونر: راسل ساردر

نام شرکت: آموزشگاه NETCOM تمرین تجاری  IT

مکان: شهر نیویورک

فروش: بیش از 10 میلیون دلار

این مهم نیست که از زمان گسترش کسب وکار راسل ساردر سرش شلوغ شده است ,او همیشه زمانی را به خواندن اختصاص می دهد. ساردر میگوید: من اهل بنگلادش هستم , یکی از فقیرترین کشورهای جهان . ساردر 38 ساله آموزشNETCOM را در سن 23 سالگی شروع کرد.

ارزش آموزش به وسیله والدین کم کم به من القاء شد و خواندن یک جزءبزرگ ومادام العمر از آموزش است. هرروز در طول هفته های آموزشی , او هر آخر هفته رابه مدت 1تا 2ساعت تا 10 ساعت به خواندن می گذراند.



3-خارج از منطقه مناسب خودتان قدم بگذارید


نام میلیونر: جنیفر دانفی 

نام شرکت: vayu media

مکان: آتلانتا

فروش: بیش از 5 میلیون دلار

جنیفر دانفی 29 ساله که به همراه کنراد 34 ساله بنیانگذار شرکت vayu مدیا هستند می گوید : شما نمی توانید اجازه دهید ترس شمارا به پیش ببرد. برای موفق شدن شما به بسیاری از چیز ها خارج از محدوده ی مناسب خودتان که در یک ناحیه متداول دارید نیاز دارید. دانفی میگوید او از ابتدا به ارزش این عادت توجه داشته است. بنظر میرسد که هر زمان من کاری را انجام می دادم نمی توانستم موفق شوم اما در حال حاضر چنان موفقیت عظیمی کسب کرده است که به بازار اسپانیا هم سرویس میدهد او خود را خارج ازمنطقه مناسب خود می یابد او می گوید: من نیاز دارم نمای مناسبی از شرکت به نمایش بگذارم وهمچنین نشان دهیم کارمندانی که در این بخش کار میکنند زبان اسپانیایی را به خوبی بلدند. خود او نیز در حین کار در زبان اسپانیای روان وخوب شده است.



4- 2ساعت تمرکز وتفکر در هر آخر هفته


نام میلیونر: مارک استیونس


نام شرکت: بازرگانی ومشاوره MSCO

مکان: ری بوروک  نیویورک

ازرش مالی شبکه: بیش از 10 میلیون دلار

تصور کنید دوساعت کامل درآخر هفته به تمرکز وسکوت وفقط به تفکر بپردازید.

این برای مارک استیونس یک آیین مذهبی است .این عادت از دوران کودکی او شروع شد اما بعدها در زندگی مارک طور دیگری ادامه پیدا کرد وقتی که او ارزش پیاده روی را درک کرد.اومیگوید:من متوجه شدم که وقتی قدم میزنم می توانم به جهات و مسیرهای جدید زندگی وکار فکر کنم. فقط اجازه دادم ذهنم رها باشد اینطوری بود که من تصور کردم و ایده نوشتن پر فروش ترین کتابم به سرم زد. برای کسانی که فکر می کنند خیلی پر مشغله هستند مارک یک جواب دارد و آن اینکه: من مانند انیشتین اعتقاد دارم زمان قابل انعطاف است .شما می توانید هرکاری که می خواهید را انجام دهید فقط اگر شما بخواهید آن کار را انجام دهید و اگر شما زمانی برای فکر کردن به چیزهایی که می خواهید انجام دهید نگذارید، محکوم به تحمل وضع موجود حاضر هستید.



5-صرفه جو باشید


نام میلیونر: کرگ ولف

نام شرکت : اردکهای مشهور

مکان : سن رافائل کالیفرنیا

ارزش مالی شبکه: میلیونها دلار

کارآفرینان باید با تکیه بر کار زیاد از پس نیازها برآیند اما بعد از اینکه اولین درآمد میلیونی را کسب کردند چه؟ من تمامی انواع این شرکت ها را در طی سالهای گذشته دیده ام با پول های خارق العاده و گسترده و بعد ورشکسته.این سرنوشتی است که او برای اجتناب از آن هر روز تلاش میکند.

ولف میگوید من هرگز وام نگرفتم, کارت های اعتباری, وام خودرو  و غیره, همه چیز را نقد پرداخت میکنم بنابراین هرگز سود ی بابت چیزی نپرداختم. من تنها چیز هایی را می خرم که مطمئنا باید بخرم وضروری اند.

ولف مانند قهرمانان مشههور وستاره های موسیقی راک از بابت طراحی اردک های پلاستیکی مشهورش میلیونها دلار بدست آورد و این موفقیت را مدیون تصمیمات هوشمندانه مالی اش می باشد. استراتژی اختصاصی ذخیره مالی وی مورد توجه روزنامه ای بزرگ قرار گرفت که نهایتا منجر به کار با فیلادلفیا سونسیکسرز و نمایش در تلویزیون ملی شد.



6-انجام کاری در هنگام انجام کار دیگر


نام میلیونر: جفری شفرد

نام شرکت : بهشت مروارید , فروشگاه آنلاین فروش مروارید وجواهر

مکان: لس آنجلس

فروش : 20 میلیون دلار

اکثر مردم در باشگاه  در حین فعالیت تلویزیون نگاه میکنند و یا به ipod گوش می دهند به جز جرمی شفرد. او میگوید : من وقتی می دوم یک چالش ویا یک شانس در یک کسب و کار وتمامی جنبه های آن را موشکافی می کنم. این تنها زمانی از روز است که کمی تمرکز می کنم و معمولا به یک نتیجه وتصمیم مناسب میرسم.

فایده ی تمرین فیزیکی روزانه کاملا مشهود است مثل کاهش استرس، افزایش فعالیت مغز و سلامت قلبی عروقی ولی این فعالیت میتواند یک منبع شغلی گرانبها باشد. وقتی که در اداره وقت کافی برای تمرکز بر روی مشکلات مشخص را ندارم. اما وقتی که نیم ساعت بدون وقفه زمان برای فکر کردن میگذارم معمولا به یک راه حل می توانم برسم.



7- هرگز آموختن را متوقف نکنید


نام میلیونر:استیسی پارسل

نام شرکت : همکاران دامپزشک ,یک موسسه اجرایی تحقیقاتی در زمینه سلامت حیوانات 

مکان: تولسا ,اوکلاهاما

فروش : بیش از 5 میلیون دلار 

یک توصیف از خود: (معتادبه آموزش ) استیسی پارسل همیشه به دنبال راهایی برای پیشرفت خود و کسب وکارش است. او می گوید هرچه بیشتر آموختم بیشتر فهمیدم که چقدر نمی دانم پس من از آموختن از دیگران لذت میبرم. پارسل زمان با ارزشی را هر هفته به برگزاری کنفرانس تلفنی با مربیان در حرفه خودش اختصاص میدهد (کلاس و کنفرانس آنلاین ), سی دی و دی وی دی ها در زمینه هایی مانند فروش , کسب وکار, شبکه های اجتماعی و ارتباطات هم دارد.

وی به تازگی در طی کار با یک معامله پرتنش خارجی برای کمک به مشکل تفاوت فرهنگی یک مشاور و مربی استخدام کرده است.

او می گوید که من خیلی گستاخ هستم اگر بخواهم این همه کار رابه تنهایی انجام دهم ونیاز به کمک از بیرون داشتم , که نه تنها منجر به شکست معامله وتجارتش نشد بلکه باعث بالاترین درآمد وی تا بحال شد.



8-با انگیزه ماندن


نام میلیونر: کوین اوی

نام شرکت: KEV!NOU

مکان : لس آنجلس

فروش : بیش از یک میلیون دلار

کوین اعتراف میکند که هیچ کس نمی تواند 100 درصد زمان خود را انگیزه داشته باشد.مبلغ یک میلیون دلاری و عکاس مشهوری که برای افرادی چون آلیجاه وود, کریسس آنجل , جیمی کندی, فیفتی سنت , و اسنوپ داک کار کرده است. هر موسس و کسی که در کاری پیش قدم میشود  روزهای فرو رفتن به پایین و روزهای دارد که کارها درست پیش نمی رود.

راه حل ساده کوین اشتراک روزانه در وبلاگهایی است که در روز نقل قول های الهام بخش میفرستند.

این عادت از وقتی سر چشمه گرفت که من تشخیص دادم موفقیت همراه با شکست های بسیار بدست می آید و این اجتناب ناپذیر است. من فهمیدم که اگر یک سرمایه گذاری جواب ندهد، خیلی نا امید میشوم بنابراین سیستمی ساختم که مرا به پیش ببرد.



9-هرروز انجام یک عمل نیکو


نام میلیونر: بن فدر من

نام شرکت: فروش روزانه با تخفیف وب سایت 1saleADay.com)) 

مکان : بروکلین نیویورک

فروش : 100 میلیون دلار

در سن 28 سالگی بن به موفقیت مالی ای رسید که بیشتر کارآفرینان آرزوی رسیدن به آن را دارند. اما با موفقیت بیشتر همچنین مسئولیت بیشتر پیش می آید واین خیلی زودی برای بن روشن شد که کمک کردن به مرکز جامعه محلی یا حمایت از یک گروه معلولین بسیار مهمتر از تبدیل شدن به یک مولتی میلیاردر است.

بن میگوید: من خیلی وقت پیش میتوانستم بازنشسته شوم و بسیار خوش زندگی کنم. بن که پنجاه درصد درآمد های خود را به سازمانهای خیریه کمک می کند امید وار است بتواند بقیه صاحبان کسب وکار های بزرگ را نیز به این کار ترغیب کند اما او میگوید: هرچه من با افراد بیشتری آشنا شدم بیشتر به این مطلب واقف شدم که جوامع نیازمندتری در کشور و در جهان وجود دارد و این باعث ترغیب و ابتکار من می شود.



با چه کسانی شراکت نکنیم
چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:51 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )
سلام و سپاس

از پیامهایتان سپاسگزارم.دوستان زیاد می پرسن که ما در چه شرایطی سرمایه گذاری می کنیم.خواستم کلیات افکارم را برای دوستان بازگو کنم شاید مفید فایده باشد.در ضمن از بابت دیر جواب دادن عذر خواهی می کنم باور کنید نزدیک 4 ماه پدر و مادر بزرگوارم رو زیارت نکرده ام و نزدیک 2 هفتس که همسر و بچه ام که تمام دنیایم است ندیدم فقط از طریق وب کم می بینمشان.بلی یا باید وارد بازی نشد یا باید تا اخر راه از تلاش بی وقفه دور نمانیم.

                   

ما ذره بین افکار و حرکات انسانها هستیم مثال هایی می زنم تا مسئله باز تر شود.برای شراکت های کلان جلسات رو سعی می کنم برای روز های پنج شنبه ساعت 11 صبح بزارم.اگر طرف مقابل حتی بیل گیتس هم باشد ولی به ساعتش زود زود نگاه کند که معمولا می کنن از اینها علت رو می پرسم و در جواب می شنوم:اخه امروز پنج شنبه است باید زودتر کار رو تموم کنیم به تفریحات برسیو.باور کنید اگر 1000 میلیارد هم برایم سود داشته باشد هرگز شراکت نمی کنم چون برای من کار اولویت دارد برای طرف مقابل تفریح.شراکت به ضررمان می شود.

مواظب افراد ذیل از نظر شراکت یا رابطه کاری باشید:


1-خوشگذران:یارو می بینین چند روز مونده به عید میره تفریح تا چند روز بعد عید هم سرکارش نیست اینها اکثرا کسانی هستن که اخبار ورشکستگیشان را با عظمتی که داشتند به گوشتان می خورد.

                                              

2-ولخرج:یارو برای جشن تولد بچش بالای 30 میلیون خرج می کنه و از این دست اسرافهای بیهوده دریغ نمی کنه اینها ورشکستگان اینده هستن.امروزشان را نگاه نکنید.


3-معتاد:وقتی می کشه جوری صحبت می کنه که کوه رو هم برداشتن براش از اب خوردن هم راحتتره ولی وقتی وقتش می گذره .....


4-عیاش:خود را درگیر ادمهای ضعیف النفس نکنید رقبا از این نقطه ضعفش ضررهای زیادی به تشکیلات شما وارد می کنن.


5-بدقول:اگر فکر و ایده خوبی داشته باشه استفاده کنید ولی شراکت نه

                                      

6-ادمهای هوشیار تر،زرنگ تر ،برنامه ریزتر از خودتان را هرگز از دست ندهید سودشان بیشتر از ضررشان است


7-با سنین کمتر از 25 سال و بالاتر از 50 سال شریک نشوید بهترین سن شریکتان 30 الی 45 سالگی است.


8-کسی که خدمت سربازی نرفته است

                                        


9-کسی که هنوز ازدواج نکرده یا از ازدواجش حدافل 5 سال نگذشته شراکت نکنید


10-با ادمهای از نظر مالی ضعیف یا خیلی قوی از خودتان شریک نشوید


11-با تک فرزند خانواده که عزیز دردانه مامان و بابا هستن شریک نشوید اکثرا ادمهای قویی نیستن

                               

12-کسی که احترام پدر و مادر ،همسر را نگه ندارد.


13-با خجالتی ها اصلا


14-کسی که افکار منفی یا خیلی مثبت داره شریک نشوید

                                 

15-با ادمهای محتاط یا خیلی ریسک کننده

                               

16-کسانی که در گفتارشان کلمه (من )رو زیاد می شنوید


17-با ادمهای حراف(اکثرا اهل عمل نیستن)


18-ما در مسایل کلان اگر حداقل 5 سال مراوده کاری و مالی نداشته باشیم به هیچ وجه وارد شراکت نمیشیم

                                 

19-حداقل یکبار با کسی که می خواهید شریک شید حتمایک یازی دوستانه ترتیب بدبد مثلا پاسور،بیلیارد... ببینید طرف مقابل در بازی که اصلا برد وباختی عملی نداره تقلیب می کنه یا نه.اگر تقلب کرد بدانید در بازی های عملی به شما رحم نخواهد کرد

ببخشید طولانی شد این مطلب ادامه داره...




دریافت وام برای کار آفرینی و اشتغال
دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:11 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )

               وام خود اشتغالی و مشاغل خانگی در سال 91  

                                             

  

در این قسمت بنا داریم شما را با چند مرکزی که برای شروع فعالیت و در یافت وام در قالب اشتغال زایی  از طرف دولت در استانها ارائه می شود معرفی کنیم انشائ الله دوستان بتوانند از این حمایت ها با پیگیری ها استفاده لازم را ببرند . 

وبلاگ میلیاردر جوان  از صمیم قلب آرزوی پیشرفت دوستانی که به بازدید ما می آیند را دارد و اینکه این مطالب و آگاهی ها گرچه تکرار مکررات برای  بعضی از دوستان است اما به جهت عدم آشنایی بسیاری دیگر و همچنین گرد آوری مجموعه ای کار آمد و کار گشا عرضه می شود . 


آقای فروزان مهر در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت: متقاضیان برای دریافت این تسهیلات، باید فرم مربوط را در کارگروه اشتغال و سرمایه گذاری استان ها تکمیل و مراحل بعدی را در بانک های عامل پیگیری کنند.
وی افزود: تا پایان امسال ، 500 هزار فرصت شغلی از طریق وامهای خوداشتغالی و مشاغل خانگی ایجاد خواهد شد.
معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی با بیان اینکه دولت امسال باید دو میلیون و 300 هزار فرصت شغلی ایجاد کند، گفت: بیش از 20 درصد از این سهم، با ایجاد مشاغل خانگی و کسب و کارهای خوداشتغالی تامین می شود.
فروزان مهر اعتبار پیش بینی شده در این بخش را سه هزار و 220 میلیارد تومان اعلام کرد.
وی با بیان اینکه امسال، 196 هزار میلیارد تومان برای ایجاد اشتغال در کشور اختصاص یافته است، افزود: این میزان تسهیلات باید از طریق اعتبارات مربوط به صندوق توسعه ملی ، سرمایه گذاری خارجی و اعتبارات عمرانی تامین شود.


1-دوستان برای کار هاو مشاغل خانگی و تشکیل فرم و دریافت وام تا سقف 10 میلیون تومان به سایت زیر مراجعه کنید 

سایت طرح ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی 

              

2- برای ثبت کارجویان و تشکیل بنگاه های زود بازده در قالب تعاونی و در یافت وام با کار مزد 5 تا 7 در صد به سایت زیر سر بزنید . 

سایت برنامه اقدام ملی اشتغال 




اگر می خواهید ثروتمند شوید این مطالب را آویزه گوشتان کنید
یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:56 | نوشته ‌شده به دست احمد رضایی فردی | ( )
6 تفاوت مهم  کار در ثروتمندان و فقرا


ثروتمندان یک بار کار می کنند تا یک عمر بخورند و فقرا یک بار می خورند تا یک عمر کار کنند. اگر زندگی ثروتمندان را به طور دقیق و حساب شده مطالعه کنید، متوجه خواهید شد که تمام تلاش آنها در ابتدا، رسیدن به استقلال مالی است. آنها تلاش می کنند که برای خود، یک منبع درآمدی ایجاد کنند و بتوانند از آن در تامین هزینه های روزمره زندگی خود استفاده کنند. تمام هم و غم آنها این است که در اثر تلاش مقطعی، یک درآمد پایدار و دائمی ایجاد کنند و بعد از آن بتوانند به آزادی فکری، مالی و ... برسند.

تی هارواکر، نابغه مالی، در تعریف خاطرات خود در حوزه کسب و کار، بیان می کند که برای راه اندازی یک بنگاه اقتصادی کوچک به مدت شش ماه، به صورت شبانه روزی در آنجا کار می کرده است تا آن را به اتمام برساند و یک مدیر خوب برای آن استخدام کند. پس وقتی که کار تمام شد هرگز به آنجا مراجعه نکرده است و خودبنگاه، با عوامل خود به نحو احسن، کار خود را ادامه می دهند. سازمانی که ساخته است از هر لحاظ عالی بود و یک سیستم یکپارچه و مطلوبی در آن ایجاد کرده که عوامل مربوطه را به هم متصل می کرده است.

منظور از این جمله که ثروتمندان یک بار کار می کنند تا یک عمر بخورند این است که آنها برای ایجاد یک سیستم و یک سازمان هوشمند و خودکفا، تمام تلاش وکوشش خود را انجام می دهند تا آن را ایجاد کنند و پس از ایجاد آن، سیستم خود به خود کار می کند و درآمد ایجاد می کند.

منظور از اینکه یک بار کار می کنند این است که آنها یک کار اساسی و سازمان یافته انجام می دهند که باعث ایجاد درآمد همیشگی و دائمی می شود و می توان روی درآمد ممتد و پایدار آن حساب کردو فرد مطمئن است که این درآمد همیشگی است و به مرور زمان، افزایش هم خواهد یافت و بدون حضور آنها کار خواهد کرد.

آنها در یک مقطع زمانی، با کاهش مناسب هزینه و افزایش درآمد و با تفکر ثروت آفرینی، اقدام به خرید دارایی های پایه می کنند و مطمئن هستند که این دارایی ها می توانند هرگونه دغدغه درآمدی آنها را برطرف کنند.



1) استفاده از تجربیات گذشته
ثروتمندان از تجربیات گذشته خود و از شکست ها و تحمل ضررهای خود برای ساختن سازمانی کارآمد و موثر برای ایجاد رفاه و آسایش در آینده برای خود استفاده می کنند. آنها گذشته خود را مرور و بررسی می کنند که چه کارهایی را اشتباه انجام داده اند و چه کارهایی درست بوده است و از این عمل، درس می گیرند وسعی می کنندکه یک اشتباه را دو بار تکرار نکنند.

در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف خود برمی آیند و از این موارد در جهت ساختن سازمانی جدید، موثر و مفید استفاده می کنند. آنها تمام تلاش خود را به کار می بندند که فونداسیون این سازمان بسیار قوی ومحکم باشد و با هرگونه حادثه جزیی آسیب نبیندت و دچار زوال نشود.

آنها آینده نگر هستند. بنابراین سفری به آینده انجام می دهند تا ببینند که تا چه وقت می توانند از محل درآمد این سازمان استفاده کنند. سازمان ایجاد شده را به مرور زمان ترمیم، بهینه و تقویت می کنند که عمر آن زیاد شود. آنها نه تنها این کار را برای خود انجام می دهند بلکه از محل مزایای کارشان، دیگران نیز استفاده می کنند.


2) مورد ماتسوشیتا
نمونه های خیلی زیادی از این موارد در دنیا پیدا می شود که به عنوان مثال، یکی از آنها به نام ماتسوشیتا را شرح می دهم. او فردی روشنفکر و ثروتمند بود که کار خود را از یک اتاق 9 متری شروع کرد. او ابتدا کارمند یک شرکت متوسط بود و به صورت ماهانه حقوق دریافت می کرد ولی ذهن خلاقی داشت تا اینکه یک روز، پیشنهادی جهت بهینه سازی محصول به واحد مدیریت ارائه کرد و این پیشنهاد موردت پذیرش واقع نشد و مدیران به سردی با او برخورد کردند و برای نظرش اهمیت چندانی قائل نشدند.

این موضوع ماتسوشیتا را بسیار ناراحت کرد، طوری که او تصمیم گرفت از شرکت استعفا دهد و برای خودش کار کند. وقتی که کار خودش را در یک اتاق 9 متری همراه با همسر و برادر همسرش شروع کرد، هرگز فکر نمی کردکه چنان بدبختی غیرقابل تحملی را پیش رو خواهد داشت. روزگار برای او بسیار سخت شد و او از تامین هزینه نیازهای اولیه خود مانند خورد و خوراک و لباس عاجز بود.

پروژه او برای رسیدن به نتیجه، زمان زیادی را تلف کرد و در میان راه، برادر خانمش از آنها جدا شد. چون دیگر چیزی برای خوردن نداشتند. اوهر جور شده، به مدت 9 سال این فلاکت و بدبختی را تحمل کرد تا کم کم به فروش جزیی و درآمد اندکی رسید تا بتواند به آینده این شغل امیدوار باشد.

او به مرور زمان و با جذب همفکران خود و با یک مدیریت مبتنی بر انسانیت توانست یک سیستم بزرگ، پویا، پردرآمد و ... بسازد و هر ثانیه و هر لحظه به فکر بهینه سازی سیستم خود باشد. امروزکه این مطالب را می نویسم، ماتسوشیتا در بین ما نیست ولی سازمان او با پرسنلی بالغ بر بیش از دویست و پنجاه هزار نفر در حال کار کردن است و بیش از یک میلیون نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم از کاری که او ایجاد کرد ارتزاق می کنند. او موفق شد برندهای مطرحی چون پاناسونیک را ایجاد کند که به گوش مردم دنیا واژه آشنایی است.




3) سیستم کارآمد ثروتمندان
هر جا ثروتمندی را یافتید بلافاصله دنبال سازمان او با یک سیستم مطلوب و کارآمد بگردید. چرا که هرگز نمی توان بدون یک ماشین پولسازی به ثروت و دارایی رسید. در واقع، آنها با عملکرد صحیح و درست خود و مبتنی بر یک تفکر سالم، ماشینی می سازند که دائم در حال چاپ اسکناس باشد.

این ماشین خودکار است و به وجود فیزیکی آنها وابسته نیست و خود به خود کار می کند. نقطه مقابل ثروتمندان، فقرا هستند. آنها یک بار می خورند تا یک عمر کار کنند. دلیل بارز فقیر ماندن، هزینه های عروسی آنها، هزینه مهمانی آنها، هزینه های زیاد روزمره آنها و ... است. آنها دقیقا برای دیگران زندگی می کنند و رضایت باطنی آنها، صرفا جلب توجه افکار عمومی است.

آنها دوست دارند که زبانزد خاص و عام باشند ودر هر جا از آنها تعریف و تمجید شود. برای آنها هزینه و اسراف، یک افتخار محسوب می شودو هرگز متوجه نیستند که پول و دارایی، امانتی در دست آنهاست و صاحب اصلی نیستند و فقط در مقطعی از زمان، صاحب آن شده اند و لازم است که از آن استفاده صحیح و مطلوب کنند.


4) آینده نگری
ما در این دنیا، چند صباحی مهمان هستیم و عمر ما محدوداست. هرگونه غرور، اسراف، عدم رعایت اخلاقیات و ... سند نابودی ما هستند. در رده های مختلف از سطوح پیاین تا سطوح بالا، فرهنگ فقر در افراد مختلف دیده می شود. فرض کنید فردی مبلغ هشتصد هزار تومان در ماه، درآمد دارد و هزینه اش نیز در همین حدود است.

متاسفانه مشاهده می شود که این فرد با قرض، یک جشن عروسی برگزار می کند که ده میلیون توان هزینه دارد. بنابراین مجبور است در آینده مبلغی از درآمد خود را بابت پرداخت دیون در نظر بگیرد. همین فرد، با تفکر تکمیل زندگی خود، یک خودروی لیزینگی خریداری می کند تا رفاه بیشتری داشته باشد. غافل از اینکه با دست خود، خود را به هلاکت می اندازد.

بعد از گذشت یک مدت زمانی، او اقدام به خرید اثاثیه منزل می کند و چون تفکر هزینه ای دارد همچنان به نیست و نابودکردن آینده خود می پردازد و نتیجه ای که حاصل می شود این است که مجبور می شود زمان آینده خود را بفروشد تا هزینه زندگی امروز خود را بپردازد و این یک معامله غلط است.


5) فاجعه چشم و هم چشمی
جالب است بدانید در تحقیقاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که اکثر افراد برای هزینه کردن، دقیقا به اطرافیان خود نگاه می کنند و خودرا با آنها هماهنگ می کنند. آنها توجه نمی کنند که این کار درست است یا غلط؟ و به خاطر چشم و هم چشمی و برای عقب نماندن از قافله، اقدام به هزینه کردن از دارایی و درآمد خود می کنند.




6) بدترین کار در حوزه مالی
بدترین کار در حوزه مالی، این است که فرد، دارایی خود را هزینه کند یا قدرت ساخت ستون دارایی ها را نداشته باشد. آینده چنین فردی در خطر است. آنچه که در آینده از نظر مالی به ما کمک خواهد کرد، درآمد حاصل از دارایی هاست. به همین دلیل در سطح جهان، می بینیم که شرکت های بزرگ با برندهای مطرح، دائم در حال تبلیغات و معرفی شرکت و محصول خود به جهانیان هستند و آنها با این کار، ارتباط موثری با مخاطب خود برقرار می کنند وستون دارایی ارتباطات خود را – که اصلی ترین دارایی عصر حاضر است – محکم و قوی می سازند.

کم نیستند کسانی که در زندگی خود، ورشکسته هستند ولی خودشان خبر ندارند. آنها مجبورند سالیان درازی کار کنند تا هزینه هایی را پرداخت کنند که امروز و دیروز انجام داده اندو زمان آینده را – که بزرگترین سرمایه زندگی است – به راحتی از دست دهند. عمر ما بسیار مهم و حساس است و ما مجاز نیستیم با افزایش هزینه خود و عدم مدیریت صحیح، آن را هدر بدهیم.

فقرا تلاش می کنند وضع ظاهری زندگی خود را مطلوب نشان دهند و به دیگران ثابت کنند که آنها وضع مالی خوبی دارند و به همین دلیل از آینده وام می گیرند تا امروزخوش بگذرانند.

آنها تفاوت بین سرمایه گذاری و هزینه کردن را نمی دانند و سعی دارند دیگران را از خود راضی نگه دارند و چون می خواهند به نوعی به دیگران ثابت کنند که وضعیت مطلوبی دارند، بنابراین هر چه به دست می آورند به اضافه مقداری بیشتر، هزینه می کنند.

در حالی که تفکر ثروتمندان، عکس آنهاست و هر چه را که به دست می آورند به اضافه مقداری بیشتر، سرمایه گذاری می کنند و پس از سرمایه گذاری، درآمدشان زیاد می شود چون علاوه بر خودشان، سرمایه آنها نیز کار می کند و در مقابل، فقرا علاوه بر هزینه ای که دارند، بدهی آنها نیز، هزینه بر است و باعث می شود هزینه مضاعفی داشته باشند.

موضوعات مرتبط: بیندیشید و ثروتمند شوید


 
برچسب ها
دیگر موارد